خب امشب هم گذشت.

از امروز اصلا راضی نبودم

گم شدن یک تیکه از گوشواره طلام دیگه تیر آخرو زد.

هووف هر چی طلا داشتم در اوردم اصلا اعصابم بهم ریخت.

کیری ترین عروسی ممکن که میتونی متصور بشی رو امشب رفته بودم.

هم وقتم هدر رفت هم خوش نگذشت هم نتونستم رژیمم رعایت کنم هم گوشوارم گم شد.

چه قدر امروز کیری بود همه چی انصافا

متنفر شدم

فردا اگه تونستم پا میشم میرم باشگاه بعدش میرم تهران لیزر.

برای یه لیزر رفتنم باید شونصد تا دروغ بگم.

هوفف اعصابم کیریه همه چی کیریه ادما کیرین.