عذاب وجدان
نمیدونم اینجا هنوز کسی منو دنبال میکنه یا نه
اون حس تنهایی دوباره داره میاد سراغم
میخوام چند تا دوست داشته باشم کنارم حتی شده مجازی ولی رفیق واقعی
با علی کات کردم.
فکر کنم تنها پسری بود که منو واقعا دوست داشت و به قول خودش میپرستید.
دیوونم بود و منو همه جوره میخواست، با همه اخلاقای گوهم و چیزایی که در موردم میدونست.
برای یک لحظه دیدنم دلش پر می کشید.
با وجود اینکه از سر کارش تعدیل نیرو شده بود ولی اصلا کم نمیذاشت تو خرج کردن و سنگ تموم میذاشت.
اصلا نمیدونستم انقدر به علایقم اهمیت میده مثلا یک سری بهش گفته بودم هری پاتر دوست دارم بعدش یک روز گفت میخوایم بریم یه جایی که مطمئنم خوشت میاد خلاصه منو برد تا کافه هری پاتر و وقتی دیدم اونجام واقعا به معنی واقعی کلمه سوپرایز شدم.
از این خاطره ها ازش خیلیی دارم.
روزی که باهاش کات کردم همینجوری داشت گریه میکرد مرد ۳۰ ساله و هیچی براش مهم نبود.
دو هفته تمام تلاششو کرد که منو برگردونه ولی من تصمیممو گرفته بودم.
امشب خیلی دلم براش تنگ شده دوبار رفتم رو شمارش که بهش زنگ بزنم. تو این دوهفته ای که از کات کردنمون میگذره امروز تنها روزیه که نه زنگ زد و نه پیام داد و نه هیچ خبری ازش دارم.
هر روز صبح وقتی از خواب بیدار میشدم و گوشیمو چک میکردم با کلی پیام از طرف علی روبه رو میشدم کلی خواهش کلی اصرار کلی دلنوشته کلی تومار فقط برای برگردوندنم.
میدونم خیلی خودخواهیه خیلی نامردیه که با این مرد اینجوری کردم.
خودم هر روز دارم غصه میخورم، خودم دوسش داشتم ولی نمیشد این رابطه ادامه پیدا کنه.
نیمدونم این عذاب وجدان تا کی باهامه.
دلم به شدت بغلشو میخواد
الان اگه کنارم بود دستمو میبوسید و میگفت زهرا تو تمام زندگی منی، هیچ جوره نمیخوام از دستت بدم.
ولی ...