خب امروزم دیگه آخراشه

دیگه همه چی داره عادی میشه

اتفاقایی که برام یه جورایی پشم ریزون بودن دیگه تخممم نیستن

چرا؟

بی تفاوت نسبت به همه چی

فکر کردی مثلا میتونی منو بترسونی؟

یا من اتاقمو جابه جا می کنم؟ یا مثلا که چی

اصلا فکر کردی؟ اصلا تو سرت مغزی هست که بخوای فکر کنی

آره خودمم اشتباه کردم

آره صددرصد

ولی داره میگذره

گذشت

فقط چند ماه مونده

استرست واسه چیه زهرا؟

یه مشت پلشت؟

ولی اگه به حرفش گوش میدادی الان زبونت دراز بود

گوش ندادی زهرا گوش ندادی

میخوام بیشتر سرزنشت کنم

ولی دلم برات میسوزه

نمیدونم

واقعا نمیدونم

من نباید مقصر این اتفاقا باشم

یعنی اگه کل قضیه هارو بدون سانسور برای یکی تعریف کنم اونم منو مقصر میدونه؟

نمیدونم

الان تو نمیدونم ترین حالت ممکنم

داری با زندگیت چیکار میکنی زهرا؟پ

بگو بهم

چی میخوای از زندگی

چرا اینجوری شدی چی باعث شد که اینجوری باشی

یکی بهم بگه من مقصرم یا نه؟